سلام ....
سلام
آره ، نمی تونم سرم رو بالا بگیرم بگم سلام
اما می خوام بازم بگم سلام
سلام یسنا جان
سلام
فردا مفهوم تکرار بیهودگیست،از این تکرار بی انتها خسته ام
سلام
آره ، نمی تونم سرم رو بالا بگیرم بگم سلام
اما می خوام بازم بگم سلام
سلام یسنا جان
سلام
همیشه فکر می کردم زشته
اما یه روز فهمیدم نه
خیلی مفهوم داره
وقتی می فهمی که از عشق بسوزی
که خاکسترت رو هم سایه عزرائیل ببره
من که دیگه سایه ای ندارم
پنج شنبه ها واسه خودم حمد و سوره می خونم
چون می دونم این کارو کسی واسم نمی کنه
چون می دونم کسی این کارو واسم انجام نمیده
چون
سالهاست که مردم
قبل تولد مردمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.ــ.ــــــــــــــــــــــــــــــ تمام کرد![]()
بنویس با چشم خیسش
عشق و رو تکرار کن دوباره
خط تیره بنویس عشق
عشق و رو تکرار کن دوباره
خط تیره بنویس عشق
عشق فریاد پرنده است
ساکن یا که روند است
ساز قلب سوز سینه است
گاهی وقتا درد کینه است
عشق هستی آفرینه
خود کلام آخرینه
یه ترنم
یه سروده
نرم و سوزنده
چو دوده
روی برگی بنویس عشق
بنویس با چشم خیسش
عشق و رو تکرار کن دوباره
خط تیره بنویس عشق
عشق یه نوره یه امیده
نه سیاه نه سپیده
به لطافت مثله ابراست
به بزرگی یه دریاست
عشق پیوسته در اوجه
قصه ساحل و موجه
گوهر ناب و گران
مثل چشمه نگرانه
همیشه بی قرارا عشقه
طراوت بهار عشقه
اساس روزگار عشقه
عشقه عشقه
عشقه عشقه
عشقه
عشق شکست زنجیره
حدیث آه و تحذیره
عشق نشان تقدیره
روی برگی بنویس عشق
بنویس با چشم خیسش
عشق و تکرار کن دوباره
خط تیره بنویس عشق
خط تیره بنویس عشق
خط تیره بنویس عشق
خط تیره بنویس عشق
خط تیره بنویس عشق
روی برگی بنویس عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق ...
اما من احساس تنهایی نمی کنم چون می دونم
که تنها نی ستم یاد تو همیشه با منه
تو سختی ها تو غم و غصه ها
دوست دارم گل من
تو تنها کسی هستی که جدی بودی باهام
تو بهترینی
به دوستات که کنارت هستن به خانوادت حسودیم میشه![]()
کاشکی تویه تاقچه دلت شمعدونی می شدم
.................
دنیا رو با تو دوست دارم حتی اگه از من دور باشی
اما تو از من دور نیستی
همیشه تو این قلب کوچیک منی
منو ببخش که قلبم سقف نداره گاهی با بارون اشکام خیس میشه
دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم
ببخشید که خیلی وقته آپ نکردم
معذرت میخوام از همه مخصوصا یسنا جونم
![]()
در گورستان تاريك ذهنم خاطراتم را نبش قبر مي كنم
براي دوباره ديدن شادي هاي گذشته ام در گورستان ايستاده ام.
اينجا تاريكي بر همه چيز حاكم است.
ايستادنم فقط يك انتظار دائم است.
خاطره هاي خوبم را در گودالي عميق دفن كرده ام تا از موريانه ها در امان بمانند
گرچه در گورند ولي شادمان بمانند
هرچه مي گردم نيست
شايد من دورم از هرآنچه نور است,
از هرآنچه آبيست
شايد در پس تاريكي گورستانم گم شده است.
شايد خاطره اي در كار نيست,
شايد خاطره هاي من فقط يك كلمست, ((تنهاييست)) تنهايي
امروز روزی هست که من پا به این دنیا گذاشتم البته به طور رسمی
یسنا می دونه
آخه من دو تا تاریخ تولد دارم
از الان میگم
تولد تو هم مبارک نفسم
یسنا جان
زندگی قصه ی تلخیست از آغازش
بس آزرده شدم چشم به پایان دارم
من مهدی هستم
چه خوب می گه حسین پناهی
جهان تا هستم ارثیه پدری من است
ولی من هیچ هم نیستم
خیلی زیبا می گه که این اشک خون بهای عمره رفته من است
من هنوز دارم خون بها می دم
آری حتی تنهایی هم نمی داند که چه من چه می کشم
آه ، اما از آه گفتن نیز دردی دوا نمی شود
من گم شده ام در تو یا تو گم شده ای در من ای زمان
شب در چشمان من است
به سیاهی چشمانم نگاه کن
روز در چشمان من است به سفیدی چشمان من نگاه کن
شب و روز در چشمان من است
پلک اگر بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
به یاد
حسین پناهی
پنج شنبه ای که واسه هر کی آغاز یه روز تعطیل هستش اما برای من
یاداوری گذشته هاست
چاووشی میگه سه شنبه ها
اما من میگم پنج شنبه ها
من نمی گم خیلی مذهبی هستم ... ولی بی عقیده اعتقاد هم نیستم
پنج شنبه ها یاد دوستام می کنم![]()
تمامی کسانی که دوستم بودند یا با من فامیل بودند
اما من...
اونا هم یاد من هستند یا نه...؟![]()
دلم براشون تنگ شده...![]()
می دونم که اگه اونا هم یاد من نباشند تو همیشه به یادمی![]()
دوست دارم یسنا![]()
... این قلب هنوز هم یه حرف می زنه![]()
خودت می دونی که از صمیم قلبم دوست دارم...![]()
![]()
جوابمو هم که ندادی
معذرت
اما فردا شب کلی آپ می کنم
باشه گلم
![]()
تو کوچه ها
دنبال خودم بودم
ولی هیچ جا خودمو ندیدم
من کجایه این دنیام... ؟
تو کجایه این دنیا... ؟
بذار بگم:
من تو این شهر غریبم ، ...
تو تویه این دنیا غریبی،...
هر دو غریبیم
امید وارم که حالت خوب باشه عزیز
شرمنده اما این چند شب قلبم خیلی اذیت میکنه...
بی خیال
اینم یه آپ واسه یسنا جونم...
........................................................................
تو منو دیونه کردی دل ای دل ، دل ای دل
تو منو ویرونه کردی دل ای دل دل ای دل
تو منو آواره کردی دل ای دل ، دل ای دل
تو منو بی چاره کردی دل ای دل ، دل ای دل
من از اون چشات می ترسم
من از اون لبا می ترسم
ازون دو تا چشم سیاه می ترسم می ترسم می ترسم می ترسم
می ترســـــــــــــــــــــــــــــــــــــم
آی به خدا می ترسم
خونمو خراب کردی خونت خراب ای دل
شرمنده دیگه صدام گرفت
نمی دونم چرا اما شاید حقت باشه
ازت خواسته بودم آپ کنی اما هر بار که میام نیستی
آره حقت هستش
اصلا من کیم که تو بخوای به خاطرم آپ کنی
اما من نگرانتم
نگران حالت
حق ندارم باشم؟
حق دارم
حداقل واسه اون یه مدتی که با هم بودیم
من بازم میام
نمی خوام واسه من آپ کنی واسه هر کسی که دوسش داری آپ کن
فقط امیدوارم دفعه ی بعد که میام نت آپ کرده باشی
امیدوارم هر جا هستس سالم و شاد باشی
منتظرم
سلام
امروز خسته تر از همیشه ام
دل شکسته تر از همیشه ام
تنها تر از همیشه ام
غمگین تر از همیشه ام
نمیدونم چرا بعضی ادما فکر میکنن دل سنگم؟
نمیدونم چرا فکر میکنن نامردم؟
حتی کسایی هم که با من بودن اینو بهم ثابت کردن
من نه نامردم ،نه دل سنگ
فقط عاشق تنهاییم هستم
اخ نمی دونم چی بگم
نمیدونم به کی بگم
فقط کاش اغوش مهربونی واسه این هق هق کردنم پیدا میشد
نمیدونم چرا دارم اینا رو میگم
واقعا نمیدونم
اما الان خیلی داغونم
نمیدونم چرا خدا هم منو نمی خواد
چرا اون اغوششو واسم باز نمیکنه
شدم تنها ترین تنها
من یه ارزو دارم
اونم مرگه
اما تازگیا فک میکنم اگه بمیرم هم چیزی عوض نمیشه
اخه اون دنیا هم من تنها میمونم
خدا که منو نمیخواد
حالا این دنیا با اون دنیا فرقی نداره
من قراره همیشه و همه جا تنها باشم
حالا که مرگ هم مرحم دردام نیست دیگه چی بخوام
به چیه این دنیا دل خوش باشم؟
به چیه اون دنیا دل خوش باشم؟
بی خیال
گفتن این حرفا دردی رو دوا نمیکنه
حق با شماست
من هیچ گاه پس از مرگم جرئت نکرده ام که در آئینه بنگرم
و آنقدر مرده ام
که هیچ چیز مرگ مرا دیگر ثابت نمی کند
می دونی تنهایی خیلی بده ، همه از تنهایی می نالن ،
همه می گن تنهایی خوب نیست
ولی من نظرم بر عکس من می گم تنهایی بهترین دوست و رفیقم تو زندگیم بوده
تنهایی معرفت داره ، تنهایی منو حس می کنه ، تنهایی رفیق نیمه راه نیست!
من و تنهایی با هم کنار اومدیم با هم زندگی می کنیم ، اون منو رها نمی کنه
اما تو منو رها کردی به چه جرمی ؟؟
چرا ؟ افسوس و صد افسوس از این زندگی!!
چقدر خوبه که زودتر از همه بمیرم . این همه دو گانگی و دروغ و نبینم !
می دونی همیشه آرزو دارم تو جوونی بمیرم، می دونی چرا ؟
فکر می کنم هر چی می گذره کوله بار گناهام بیشتر می شه !
خدایا من ازت با رها طلب بخشش کردم !
شاید هم مرتکب گناهی شدم و خدا صدایم را نمی شنود !
اما من هم چنان فریاد می زنم و می گریم تا بشنود !
اگر می تونستم خودمو رها می کردم از این زندگی !
می رفتم جایی که دست هیچ انسانی به من نرسه !
می رفتم جایی که آدم نباشه !
می رفتم و می رفتم ! سکوت همه جا را فرا گرفته و
این سکوت است که به من آرامش می دهد !
این آرامش را دوست دارم !
با رفتنت هیچ چیز ثابت نشد ، فقط تو رفتی همین !!
و حالا من طاقتم تموم شده من می خوام برم اما رفتن من با رفتن تو فرق داره !
می رم به سوی خدا تا از نزدیک از خدا شکایت کنم و بگویم چرا ؟؟
و حالا من به تو می گویم خدا حافظ...!!
من از این پس به جهان می خندم
به هوس بازی این بی خبران می خندم
هر که آرد سخن از عشق بدان می خندم
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کارم از گریه گذشته...
پس بدان می خندم....!
نه می توانم خود را از تو پس بگیرم و نه تو را پس بدهم...
تو مرا گرفته ای یا من تو را؟...نمی دانم
گریستن بدون انتظار چیزی را کشیدن هولناک است...
خوشبختی ها منصفانه تقسیم نشده اند...
چگونه می شود دست از گذشته برداشت
همه چیز آن جاست...!
گاهی گذشتن از عشق نهایت عاشق بودنه
تو دوست دارم. من زندگی را در عشق .عشق را در قلب..و قلب را به
خاطره اینکه آشیانه توست دوست دارم.من اندوه را در اشک ..اشک را
در چشم وچشم را به خاطره دیدن روی تو دوست دارم.من عشق را در
سکوت ..سکوت را در تنهایی ..تنهایی را به خاطره تبیدن قلب..
تپیدن قلب را برای تو دوست دارم
چی بگم از كجا بگم
دردمو با كیا بگم
بهتره كه دم نزنم
حرفی از عشقم نزنم
از عشقی كه گم شد ورفت
عاشق مردم شدو رفت
عشقی كه بی فروغ نبود
برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم
وقتی نشستی روبه روم
من از خودم چرا بگم
باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو
دست میدم به دست تو
دل از زمونه میكنم
حرف دلم رو میزنم
چه حالتی داره چشات
نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم میكنه
مست و خرابم میكنه
وقتی نشستی رو به من
ازعاشقی بگو به من
بزار چشات دل ببره
اینجوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن
چشای سرسپردمو
پایم روی داغی خاکستری
روزگاری با تو سر کردم
تا ابد از تو یاد کردم
هرچه بینم در سیاهی جز مهتاب نیست
در مهتاب جز چهره تو دیگری نیست
پی تو می گشتم ز دری به دری
ماندم آخر در بدری
آخر شبی آسمان مهتابی بود
افسوس در من روییده بود